به نظر می رسد تمام جهان هستی یک نظم وروند خاصی را دنبال می کند؛ یعنی یک مسیر خاص و ویژه. منظور از جهان هستی آن چیزی است که وجود دارد ،ازذرات اتم تا کهکشانها ؛همه مسیر و چرخه راه خود را پیدا کرده و آنرا طی می کنند و چیزی جلوی آنرا نمی تواند بگیرد ؛ همه ما هم درون این چرخه هستیم و چه بخواهیم و چه نخواهیم به راهی کشیده می شویم که جهان هستی طی می کند . مثال ساده این مساله مرگ است . ویژگی طبیعی و حتمی مادیات نابودی و فنا پذیری است و انسان هم که جزء مادیات است از این روند مستثنی نیست ،ما هر روز انسانهایی را می بینیم که می میرند ولی ما این فکر را که ما هم روزی همانند آنهاخواهیم مرد از خود دورمی کنیم حتی بدون اینکه خود بدانیم و هرگز ویا بیشتر اوقات به آن فکر نمی کنیم در حالی که مطمئن هستیم خواهیم مرد و شامل این روند طبیعت خواهیم شد و مرگ به سراغ ما آمده وما را با خود خواهد برد چه ما به آن بیندیشیم وآنرا باور کنیم یا نه . حالا هم جهان هستی روند کار خود را دقیقا انجام می دهد همانطور که به آن برنامه داده شده است و حتی به اندازه کوچکترین واحدهای اندازه گیری درکار خود تعلل و کم و کاست ندارند ؛ خورشید میلیونها سال است که می تابد همه جا را روشن می کند ،بر اثر این تابش آبها بخار می شوند ،ابر می شوند ،باد آنها را به جاهای دورمی برد، بر اثر سرما این ابرها به آب تبدیل می شود و باران می بارد ،در کویر خشکی که حتی یک علف دیده نمی شود گیاهان متعدد که فواید بسیار دارند می روید ، حیوانات از آنها تغذیه می کنند ،و ما هم از حیوانات و گیاهان هر دو تغذیه می کنیم،از میلیونها سال قبل این چرخه وجود داشته است. خورشید در هر روز و فصل معین، دقیقا در زمان مشخص تابیده است و دریا و ابر وباد و گیاه و حیوان هم کار خود را انجام داده اند ؛حال ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در این چرخه قرار داریم و نمی توانیم روند کلی آنرا تغیر دهیم و به ناچار باید با آن همسو گردیم؛ حال اگر کسی پیدا شود که بگوید خورشید نیست ،گیاهان به نور خورشید نیازی ندارند ،اگر آب نباشد همه چیز روند عادی خود را طی می کند و ما بدون آب نخواهیم مرد ،آیا این چرخه بر هم خواهد خورد ویا عقلا وانسانهای دانا حرفهای او را تایید خواهند کرد؟ این یک واقعیت است و انکار آن هیچ تاثیری بر آن نخواهد گذاشت. وجود خداو آنچه که او فرموده است هم به این صورت است انکار ایشان ،انکار حرفهای ایشان ،قرار دادن خدا به گونه ای که ما دوست داریم و نه ،به آن گونه ای که واقعاهستند ، انکار امام زمان(عج)و یا تردید وعدم علم نسبت به ایشان مانع از سیر روند کلی آنچه که به امر خدا در حال انجام و طی مسیر است نخواهد بود ؛ مرگ مطمئنا بر هر انسان و هر موجودی غیر از خدا وارد خواهد شد ،قیامت ،قبر، سوال و جواب و …. حتما خواهد بود . پیامبر (ص) و ائمه اطهار حتما خواهند بود و هرکس در راه خدا به آنها تمسک جسته باشد موفق خواهد شد انشاالله .و هر آنچه که اینها را انکار کرده و یا تردید نسبت به آن داشته است نادم وپشیمان خواهد شد . هم اکنون هم که ما مشغول به بازیها و ظواهر دنیا هستیم و در غفلت غرق ، عده ای در رکاب امام زمانشان و در راه رضای پروردگارشان در حال انجام آنچه به آنها محول شده است می باشند،کسانی که معتقد به مرگ و آخرت و…. هستند از هم اکنون مشغول تهیه زاد وتوشه برای لحظات تنهایی و هراسهای آن زمان هستند همه کسانی که می دانند و عمل می کنند مشغولند و ما سخت غافل .

جهت
رابطه دین وخدا یک رابطه یکطرفه نیست ، به این معنی که ما فقط باید از دین به خدا برسیم بلکه یک رابطه دوطرفه است یعنی باید از دین به خدا واز خدا به دین برسیم ؛ این مساله به این معناست که دین نباید به عنوان یک ابزار رفتن به سوی خدا ، آنچنان مورد توجه قرار گیرد که پس از مدتی تبدیل به هدف شود و هدف که خداست فراموش شود به گونه ایی که پیروان ادیان مختلف ،یکتا پرستی را رها نموده به دنبال دعوای مذهبی و دینی و جنگهای صلیبی باشند ؛ در عین حال باید به گونه ایی خداوند متعال را شناخت که لازمه وجود دین بر هر فرد مشخص شود . مثالی که می توان بیان کرد این است که :اگر در یک جامعه نه چندان بزرگ قانونگذار، قوانینی را وضع کند و در بعضی موارد رعایت این قوانین بر مردم این جامعه سخت و ناگوار باشد اگر قانونگذار برای مدتی قانون را بردارد وقتی که مردم آن جامعه بر اثر بی قانونی به مشکلات عدیده و پیچیده بر می خورند، هرگاه سرقتی صورت گرفت و هیچ کس به آن رسیدگی نکرد ، هرگاه قتلی رخ داد و قاتل مجازات نشد مردم خود با اشتیاق به دنبال راهی می گردند که از این وضعیت رهایی پیدا کنند و مطمئنا به دنبال بهترین و کامل ترین راه آن میگردند نه راهی که ناقص است، و پس از گذشت مدتی دوباره آنها را با مشکل مواجه می کند. اینجاست که مردم برای رسیدن به هدف که خداست به دنبال بهترین راه میگردند و بر سر راهی که آنها را به خدا میرساند تعصب بیجا نخواهند داشت . مهم نیست که ما چه دینی داریم ، مهم اینست که برای رسیدن به سعادت وخوشبختی و رهایی از پلیدی و تباهی به دنبال هدفی باشیم که با رسیدن به آن هدف ، کوچکترین منافعی که برای ما بدست می آید خوشبختی است . هدف همه کوهنوردانی که از یک کوه مرتفع بالا می روند رسیدن به قله است ؛ کسی نمی تواند دیگری راسرزنش یا مسخره کند که تو از راه اشتباهی می روی و یا از راهی می روی که سخت تر و رسیدن به هدف دیرتر خواهد بود ؛ چه بسا همین شخص که که یا به عقیده خود(به اشتباه) و یا واقعا، بهترین و کوتاهترین راه را در پیش گرفته بر اثر یک غفلت و بی مبالاتی از کوه سقوط کرده و نه تنها به هدف نرسد بلکه به نابودی برسد . اگر کسی واقعا به دنبال رسیدن به هدف باشد راههای مختلفی را امتحان می کند تا یکی از آنها به هدف برسد . شخص تشنه هر مسیر و جهتی را که به او برای رسیدن به آب نشان دهند خواهد پیمود تا به آب برسد حتی اگر کسی که او را راهنمایی کرده یک کودک باشد ، پس برای کسی که واقعا به دنبال هدف است هر راه و راهنما یک مورد توجه قرار می گیرد و حداقل بر روی آن فکر می شود . اگر ما بر روی یک راه که یک ابزار است اصرار و تعصب بیجا به خرج می دهیم یا تشنه نیستیم و یا هدف را نشناخته ایم و فقط راه را دیده ایم و بس ؛ راهی که اکنون بجای وسیله تبدیل به هدف شده ،نه تنها هیچ ارزشی ندارد بلکه راهی است که مستقیما ما را به نابودی خواهد رساند در حالی که ما فکر می کنیم با پیمودن آن به هدف خواهیم رسید . خدایی که ما می شناسیم خدای واقعی نیست ، خدای حقیقی با خدایی که ما برای خود ساخته ایم خیلی متفاوت است . خدای حقیقی خدایی است که ما در روز قیامت او را خواهیم دید(درک خواهیم کرد) ، خدایی که از نزدیک بزرگی و عظمتش را و صفات و اسماء مخصوص به او را در حد توان خودمان درک خواهیم کرد . شاید بتوان گفت افراد بسیار بسیار اندکی هستند که وقتی خدا را در آن روز درک می کنند احتمال می داده اند که خدا اینگونه باشد . نزدیک شدن به شناخت خدا به لطف و یاری خدا و مطالعه قرآن و پیروی از ائمه و تفکر حاصل می شود . خدایانی که ما برای خود ساخته ایم مظهر نفسانیت و علایق دنیوی وبعد حیوانی انسان هستند ؛ خدایانی که امر ونهی آنها، فقط بر اساس منطق ناقص ما که شدیدا با نفس سر کش ما در آمیخته شده ،می باشد . اگر امروز ما خدا را موجودی سختگیر و بی منطق می دانیم، اگر خدا را وجودی می بینیم که در روز قیامت بخاطر کوچکترین مساله ای که ما از روی نا آگاهی و فراموشی انجام داده ایم ما را شدیدا عذاب خواهد کرد بدون ،هیچ عدالتی ؛ اگر ما خدا را وجودی می دانیم که اگر ما بزرگترین گناهان را انجام دهیم و حق دیگران را ناحق کنیم و….. ما را با کوچکترین توبه واستغفار زبانی خواهد بخشید و همان خدا، دیگران را بخاطر انجام کوچکترین گناه بدون قبول توبه از او ، شدیدا تنبیه میکند ، این خدا خدای ما است نه ، بلکه این خدا ماییم و این ما هستیم که خدای همه کس و همه چیز هستیم و با خدای حقیقی هیچ نسبت و رابطه ای نداریم .

زنبور
دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دنیای فِلشها و جهت نماها است.یعنی دنیا فقط فِلش و جهت نما دارد و دیگر هیچ چیز ندارد.با کمی دقت می توانیم بعضی از این فلشها را ببینیم؛ این فلشها خیلی زیاد هستند ، بعضی کوچک ، بعضی بزرگ ، بعضی مستقیم و بعضی کج هستند.گاهی اوقات دو فلش، کاملا عکس جهتِ هم را نشان می دهند و گاهی دو فلش تا قسمتی باهم یک جهت هستند ولی در سر یک دوراهی از هم دور می شوند.در دنیا هر چه را بخواهید برای آن فلش راهنما و جهت نما وجود دارد؛ که بعضی از این فلشها از هدفی که شما دنبال آن هستید خیلی دورند و بعضی خیلی نزدیکند.بعضی خیلی بزرگ، بعضی کوچک وتعدادی هم متوسط هستند در واقع این فلشها نشانی راهی هستند که ما برای رسیدن به هدف خودمان باید از آن راه برویم. هنر ما این است که پیام هر یک از این فلشها را بفهمیم تا راهی را که به هدفمان منتهی می شود پیدا کنیم خیلی از فلشها بر خلاف ظاهرشان ما را به بی راهه و چه بسا به نابودی می رسانند.اگر کسی بخواهد به هدفش برسد باید آنقدر از لحاظ فکری و علمی قوی باشد که با نگاه به فلشها و جهت آنها بفهمد، که آخر مسیری که آن فلش نشان می دهد به کجا می رسد و الا اگر هر فلشی را دنبال کند، اگر شانس بیاورد و به نابودی نرسد،احتمالش خیلی کم است که تا آخرعمرش، یکی ازآن فلشهایی که تمام عمرش را برای امتحان آنها گذاشته به هدفش برسد .وقتی ما اراده انجام کاری را می کنیم بلافاصله فلشهای زیادی جلوی پای ما به وجود می آید که هر کدام یک راه را نشان می دهد ؛یکی راه درست ،یکی راه نادرست ،یکی در مدت خیلی کوتاه ،یکی بلند مدت ودیگری …اگر هدف وجود نداشته باشد وقتی نگاه می کنیم هر فلشی یک راه را به ما نشان می دهد که معلوم نیست کدام به نتیجه خوبی میرسد و عاقبت آن چیست؟ و این یکی از بدترین حالات است که ممکن است پیش آید .در اینجا به کسی نیاز است که بداند هر فلش به کجا می رسد و عاقبت آن چیست و به ما بگوید ، کسی که ما بدون اینکه آن راه را برویم و درآخربفهمیم که چه نتیجه ای دارد ،با علم و تجربه اش بگوید کجا باید رفت و کجا نباید رفت . بعضی وقتها کسی که می خواهد حرکت کند و هدفی را دنبال کند فلشهایی را که جلوی پایش باز می شود دنبال می کند و خیلی خوب پیش می رود و مطمئن است که راه را درست آمده است ولی یکباره به خودش می آید و می بیند راه را تا حدود زیادی درست آمده ولی در یک فلش خیلی کوچک اشتباه کرده و حالا به بیراهه رسیده و چه بسا به نابودی .بعضی از فلشها هم راه را حسابی دور می کنند و رسیدن به مقصد را خیلی سخت ودشوار می کنند .بعضیها از اول به بیراهه می روند و آخرش هم نابودی است و کاملا مشخص است ؛بعضی هم از اول راه درست را به طرف هدف نشان می دهند و در آخر هم به هدف می رسند اگر چه کوچک هستند.بعضی فلشها هم ظاهرا راه آسانتر و بهتری را به طرف هدف نشان می دهند ولی …نمی توان گفت فقط باید فلشهای کوچک را دنبال کنیم تا به هدف برسیم بلکه بعضی اوقات ظاهرا راه را کاملا درست میرویم ولی اشتباه در یک فلش کوچک باعث نابودی ما می شود و حتما باید خودمان را به فلش بزرگتری برسانیم تا ما را به راه اصلی و درست هدایت کند چرا که اگر آن فلش بزرگ ما را درست هدایت کند احتمال موفقیت و رسیدن به مقصد و هدف خیلی بیشتر است و ریسک اشتباه در فلشهای کوچک هم کمتر است؛پس باید فلشهایی را که کوتاه ترین و سریع ترین راه را نشان می دهند دنبال کرد تا کم کم به فلشهای بزرگ و نهایتا فلشی که نوک آن نزدیک ترین چیز به هدف است رسید.ولی تا وقتی فلشهای کوچک را دنبال نکنیم حتی اگر به بزرگترین فلش هم برسیم نمی توانیم راهی را که آن فلش به ما نشان می دهد دنبال کنیم چون فلشهای کوچکتر را دنبال نکردیم و به اندازه کافی قدرت پیمودن راه را نداریم؛ ولی اگر فلشهای کوچک را به درستی دنبال کنیم وراه آنها را به ترتیب طی کنیم وقتی به بزرگترین فلش می رسیم موفق عمل می کنیم؛ همه ما میدانیم که هدف فلش نیست چه کوچکترین چه بزرگترین بلکه هدف ، مقصودی است که برای رسیدن به آن سختی طی کردن این راه را به جان خریده ایم ، باید خیلی احتیاط کرد چون یکی از خطرات راه این است که به جای هدف و مقصود ،فقط فلشها را دنبال کنیم ودر واقع هدفمان فلشها بشوند آنوقت است که حتما به نابودی می رسیم در حالی که اصلا باور نمی کنیم و فکر می کنیم درست ترین راه را می رویم .در راه خدا هم فلشهای کوچک و بزرگ زیادی وجود دارد که انسان را به سمت خدا هدایت می کند ،ولی بزرگترین فلشی که از همه فلشها به خدا نزدیکتر است امام زمان(عج)هستند که در زمان ما مستر فلش یا رئیس فلشها هستند اگر کسی می خواهد به خدا برسد باید از طریق این فلش برود وگرنه ممکن است یا به نابودی برسد یا راهش خیلی خیلی دور شود و یا فلشهای کوچک را بگیرد و گم شود .

کمک کننده
بنام او که زیباست ، زیبائی را دوست دارد و زیبائی را آفرید. به نام او که وجودش مجموع تمام صفات نیکوست. و به نام او که تمام صفات نیکویش را جمع کرد و دوباره با دست پر توانش اعجاز کرد وآنها رادر وجود کسی قرار داد که به آفرینشش بر خود آفرین گفت واو را مظهر صفات خود و چکیده خوبیها و وارث پیامبران قرار داد و بر ما منت نهاد و نوری را از مقام قرب خویش در میان ما بعنوان حجت و امام و پناهگاه قرار داد اما ای کاش همه قدر این امانت و نور الهی را که در میان ماست ولی غائب از نظرهاست را میدانستیم .
آه ای پدر مهربان ای یادگار نیکان ای یادگار حبیب خدا ای دلبر علی ای عشق فاطمه ای خسته از اعمال ما دل شکسته از رفتارما غمگین از بلاهائی که بر سر ما می آید همانا ناراحتی و غم شما از این غیبت از برای ماست نه خودتان .
همچون پدری که از بلاها و ناراحتیهای فرزندش غمگین است و کدام پدر که اگر تمام محبتهای پدران عالم به فرزندانشان جمع شود در برابر محبت شما به ما باز هم کم است و چقدر در طول زمان از ما فرزندان گنهکار خود خون دل خوردید. کاش همه میدانستند که به واسطه شماست که ما روزی می خوریم و به سبب شماست که آسمان و زمین برپاست .
ای دوست عزیز الهی ، کاش همه میدانستند که با آمدن شما چه بهشتی در انتظارشان است و تمام مشکلات و گرفتاریهای عالم تمام می شود . کاش حداقل معرفت را به شما داشتیم و می دانستیم که شما امام خوبی و مهربانی و عدالت هستید. با دوستانتان محبت و با دشمنان مدارا می کنید و تنها به گردنکشانی که هیچ راه هدایتی ندارند و تمام وجودشان را کفر و بدی گرفته غضب می کنید و به تیغ حیدری گردن گردنکشان و ظالمان را می زنید و دست ظلمشان را از مظلومان عالم کوتاه می کنید و با وجود شما و آمدنتان مردم دانا وعقلشان کامل می شود و زمینه بندگی خدا و رسیدن به مقامات بالای عبودی برای انسانی که اشرف مخلوقات است و توانائی رسیدن به مقامی بالاتر از ملائکه را دارد باز و هموار می شود .
آن هنگام جهان تجلی گاه او وعرصه عشقبازی او با حضرت دوست درجوار ولی خداست و چه زیباست شنیدن کلام الهی ازلعل لبان دلبرعالم حضرت مهدی (عج) چه زیباست دنیا دور از دغدغه های شیطانی ، دور از افسردگیها وظلمها . خداوندا از تو میخواهیم که آن دولت کریمه را در این عصر دائر سازی . خدایا از تو میخواهیم که بر ما منت گذاری و ما را از منتظران حضرتش قرار دهی منتظرانی که در راس آنها خود تو و بعد معصومین و پیامبران قرار دارند؛ در صف منتظران مولائی که امیر المومنان(ع) فریاد واشوقا برای دیدنش سر میدهد و امام صادق (ع)میفرماید:آقای من غیبت شما خواب را از چشمانم دور کرده ومیفرماید که اگر زمان او را درک کنم تمام عمر خدمتش را میکنم . انتظار صاحبخانه ای که در خانه خود (دنیا)هم غریب است و یاد
او به فراموشی رفته است . الهی از تو میخواهیم انتظاری سازنده ، همراه معرفت و آماده کردن دل وجان برای پذیرائی از مسافری عزیز که همین امروز و فرداست که انشالله از راه برسد .
یارب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان وان سروسهی سرو خرامان به وطن بازرسان
الهی بر ما منت گذار و به چشم انتظاری مادرش فاطمه(س)، مولایمان، پدر مهربانمان را به ما برسان . العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان .
منتظران را به لب آمد نفس ای شه خوبان تو به فریاد رس
یکی از بزرگترین وظایف شیعه شناخت امام زمانش می باشد که شاهراه شناخت خدا و معرفت به ذات باری تعالی از طریق شناخت امام زمان(عج) میباشد . و هرکس که امام زمانش را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته و همانطور که در قرآن برای شناخت خدا دستور به سیر آفاقی و انفسی و رسیدن به معرفت از طریق نشانه های خدا داده شده چه نشانه ای بزرگتر از از امام زمان (عج) که مظهر صفات الهی می باشد . پس بهترین راه و بزرگترین وظیفه هرکس در راه بندگی خدا به امام زمانش بر می گردد(شناخت ، محبت و در خدمت حضرتش بودن) عقل کل عالم حضرت رسول اکرم(ص)می فرمایند: با فضیلت ترین اعمال امت من انتظار فرج است ولی متاسفانه با وجود اهمیت زیاد این قضیه شیعیان به این امر مهم کم توجه هستند و به وظایفی که در این زمینه دارند اهمیتی نمی دهند و این امر موجب طول غیبت حضرت و گرفتاری مردم شده است .
گرفتاری تنها مشکلات اقتصادی و سخت گذشتن زندگی و فشارهای مادی نیست بلکه چه گرفتاری و بلائی از بی دینی ، گمراهی و دور شدن از خدا و امام زمان و عوض شدن ارزشها و دوری از هدفی که برای آن آفریده شده ایم بدتر است؟ امام صادق (ع)می فرماید:حق تعالی به حضرت ابراهیم(ع) وحی فرمود که زود است پسری از برای تو از ساره متولد شود . ساره گفت که من عجوزه (پیرزن)هستم چگونه ممکن است که فرزندی آورم؟ حق تعالی فرمود :که زود است فرزندی آورد و فرزندان آن پسر تا چهارصد سال در دست دشمن من معذب می گردند به سبب آنکه کلام مرا رد کردند. پس بنی اسرائیل در دست فرعون مبتلا شدند و به درگاه خداوند تا چهل روز ناله و گریه نمودند ؛ حق تعالی به حضرت موسی و هارون(ع)وحی فرمود که ایشانرا از دست فرعون خلاص گردانند و صد و هفتاد سال از آن چهارصد سال باقی بود که آن عذاب از ایشان برداشته شد . پس حضرت صادق(ع) فرمود: اگر شما نیز چنین تضرع و زاری می کردید حق تعالی فرج قائم ما را نازل می کرد و چون چنین نکنید پس به درستی که این امر به نهایت خود خواهد رسید. متاسفانه همه به این بلا عادت کرده ایم و گوئی که پناه بر خدا اصلا امام زمانی وجود نداردو چه کرده ایم با دل نازنین صاحبمان که به طرق مختلف به شیعیان و دوستانشان و در طول زمان به شیخ مفیدها پیغام داده اند که به شیعیانم بگوئید فرج نزدیک است . به شیعیانم بگوئید برای فرج زیاد دعا کنند همانا فرجشان در آن است یکسر فرج در دست دوستانمان است. اگر همانطوری که به هنگام مریضی فرزندانتان به درگاه الهی دعا میکنید آنطور مرا از خدا خواسته بودید فرج دائر می شد . و اما ما نمک خوار شما بر سر سفره احسان شما و بی تفاوت به صاحب سفره ایم و غافل از این وظیفه مهم ، اکسیر اعظم و درجات بسیار رفیعی که خدا به منتظران، دوستان وکسانی که سر و سری با شما دارند، می دهد. خوشا آنان که به جرگه دوستان شما پیوستند . خوشا به حال آنانکه دلشان به قلب عالم ،مهدی فاطمه پیوند خورد ، خوشا آنانکه شما به آنان می فرمائید: ما همچون سایه شما همراه شما هستیم و یاد و خاطره شما از یاد ما نرفته است . خوشا آنانکه شما به فرموده جدتان در مجالسشان راه می روید و خوشا شمائی که در این لحظه این مطلب را می خوانید و یا هر مطلب ،کتاب، شعر و یا فکری که یاد مولا را در دل شما زنده می کند .
بدان که عنایت خاص حضرت رب الارباب شامل حال شما شده و به عنایت قطب عالم امکان حضرت ولی عصر (عج) این یاد در دل شما زنده شده و خدا توفیق دعا برای حضرتش را به شما داده است قدر خود را بدان و انشا الله طبق فرمایش یعقوب آل محمد حضرت امام حسن عسکری(ع) از آن دسته از شیعیان اهل نجات و ایمن از بلا یا فتنه های آخر الزمان هستید که خداوند توفیق دعا برای تعجیل فرج حضرت و یاد آن جناب را به شما عنایت فرموده است . امیدواریم به تسریع در رسیدن به روز ظهور که ما آن را نزدیک می بینیم . در پایان با دلی آکنده از شوق وامید، همچون موری در محضر سلیمان به شما ای دردانه عالم ، عرضه می داریم: آقا بیا
یابن الحسن روحی فداک متی تراناونراک

اساس نامه
شکاف معنوی بوجود آمده در جامعه مدیران سایت بازگشت را بر آن داشت با ایجاد محیطی برای تبادل افکار زمینه رشد و پالایش ذهنی خود و دیگران را فراهم کنند.
اعضا سایت موظف به رعایت اصول زیر می باشند.
1-صحت و مسئولیت مطالب و نظرات ارسال شده توسط اعضا و بازدیدگنندگان به عهده خود ایشان میباشد و مدیران سایت هیچ مسئولیتی در برابر مطالب منتشره توسط اعضا ندارند.
2-اعضا موظف به رعایت قوانین حق تالیف بوده.و در صورت استفاده از منبع موظف به ذکر نام منبع می باشند.
3-هر گونه تبلیغات در سایت توسط اعضا ممنوع است.
4-قرار دادن هر گونه محتوی (متن ،عکس و فایل …) مبتذل و غیر اخلاقی و سیاسی در سایت ممنوع می باشد.
5- زبان رسمی این سایت فارسی و انگلیسی میباشد.و اعضا تنها مجاز به استفاده از زبانهای فارسی و انگلیسی میباشند.از نوشتن متن های فینگلیش خودداری فرمایید.
6-اعضا مجاز به توهین به افراد حقیقی ،حقوقی ،مذاهب ، ادیان ،کشورها ، ملیتها ، قومیتها نمی باشند.
7-تبلیغ ادیان ، مذاهب ، مکاتب فکری و سیاسی، احزاب سیاسی در سایت ممنوع میباشد.
8-مطالب منتشره توسط اعضا باید منطبق با اهداف و خط مشی سایت باشد.
9-هر گونه پیامد ارتباط بین اعضا و کاربران به عهده خود ایشان میباشد و مدیران سایت هیچگونه مسئولیتی در قبال آشنایی و ارتباطات اعضا ندارند.
10-عضویت در سایت به معنی تایید عضو بوسیله مدیران نمی باشد.
11-این اصول در صورت تشخیص مدیران سایت قابل تغییر میباشد.
12-تشخیص و اجرای قوانین فوق و نیز حذف و ویرایش مطالب ارسالی بر عهده مدیریت سایت میباشد.
دیدگاه های اخیر